"دنیای راک" مصاحبه با ستاره موسیقی جهان اسلام "جدید"
" او بعنوان بزرگترين ستاره ي راك در موسيقي جهان اسلام يك طوفان بوده است! اما سامي يوسف فقط مي خواهد نماينده اي براي گسترش پيام صلح باشد. او به Phil Robinson گفت كه چرا به اينكه يک بريتانيايي مسلمان است افتخار می کند. " مجله time لقب بزرگترين ستاره راك دنياي اسلام را به سامی یوسف اعطا کرد در حالی که او را به سختي از میان نور فلاشهای عكاسان در پارك هيد بیرون مي كشیدند. بعنوان يك ستاره راك از دور بسيار نجيب به نظر مي رسد. او مانند كيت ريچرز سيگار نمي كشد. موهاي او بلند نيست. اما آراسته و پاكيزه با ريش يك مسلمان آگاه است. او نه به تلويزيون مراجعه كرد، نه به گروه هاي بي ارزش موسيقي و نه از توده ابزارهاي ارتباطي استفاده كرد. او به هیچ وجه مشروب نمي نوشد و البته نمي رقصد. در صحنه به سادگي مي خواند و مي نوازد ، سامي يوسف نمونه اي از يك مرد ساده است. اولين آلبوم او كه مخلوطي از نيايش هاي مذهبي و موسيقي امروزي بود بيش از يك ميليون نسخه به فروش رفت و اين تنها عددي است كه از دهان خارج مي شود. او مي گويد: صادقانه مي گويم منتظر چنين چيزي نبودم. من هرگز خيال نداشتم كه يك ستاره ي پاپ يا راك شوم. من فقط مي خواهم مرد خوبي باشم و موسيقي خوبي بسازم و انديشه ها و آگاهي هايي كه براي من عزيز و ازرشمند هستند را نگه داري كنم و بپرورانم. با پذيرفته شدن او در ميان مسلمانان بريتانيا آثار او در سراسر دنيا گسترش يافت و منتشر شد ، از تركيه در ميان خاورميانه تا مصر. آلبوم دوم او كمتر مسائل ديني را آشكارا ارائه داد و دوبرابر آلبوم قبلي فروش داشت و فروش آن هنوز ادامه دارد. او كنسرت خود را در مقابل جمعيت انبوه 200000 نفري در استانبول انجام داده است و اخيرا تور خود را در 5 شهر آمريكا به پايان رسانده است. موسيقي سامي يوسف براي توده مردم ثابت كرده است كه مي توانند ساده باشند و به زندگي مثبت نگاه كنند. يوسف: آلبوم اول من سراسر مسائل مذهبي بود. مردم مي دانند كه چرا آلبوم اول من درباره صحبت با مسلمانان است. مردمي كه هويت خود را گم كرده اند. مردمي كه نمي دانند كه آيا من مي توانم يك مسلمان باشم يا يك بريتانيايي؟ فشار بر روي جوانان مسلمان از 11 سپتامبر تاكنون وجود داشته است. در آلبوم اول، من نوعي از ايمان خود را شريك قرار دادم.آن آهنگ ها تقريبا سرود هاي مذهبي و تسبيح بودند.اما اين يك جنبه از من است. چيز هايي هستند كه من به آن ها افتخار مي كنم. من افتخار مي كنم كه يك مسلمان و يك بريتانيايي هستم. من كسي نيستم كه در يك محل بمانم. در آلبوم دوم من راك و رپ را با هم مخلوط كردم و اين از آلبوم اول محبوب تر شد و این اثرم در مورد هر چيزي بود كه به من الهام مي شد. من هميشه خود را يك هنرمند پيچيده مي بينم. من نمي خواهم در مورد سکس ، مواد مخدر و مشروبات الكلي بخوانم چون من از اين ها نيستم. او ادامه مي دهد: اين ها چيزهايي نيستند كه به من الهام مي شود. من بيمي ندارم كه به خاطر كارهايم يك سيدي به فروش نرود. مي توانم در آن زمان دست از كار بكشم و بروم و كار ديگري بكنم.من يك برده صنعتي نیستم و نخواهم شد. او به شما خواهد گفت كه در آهنگ هايش عناصري را از ميان ميدان وسيع موسيقي خاورميانه اي انتخاب كرده است. یوسف : اين در گوش من برازنده و زيبا به نظر مي رسد كه اين نوع موسيقي را با موسيقي كلاسيك غربي مخلوط كنم. و اين نشان مي دهند كه او به اعتبار موسيقي پدر آذری و ایرانی خود پشت نكرده است.اما بخاطر اینکه او در محيط ارتدوكسي آكادمي سلطنتي موسيقي بریتانیا تحصیل کرده است. موسيقي او هر انچه كه يك موسيقي از هر فرهنگي بايد داشته باشد را دارا است. یوسف - عرب ها فكر مي كنند كه من يك عرب هستم ،ترك ها فكر مي كنند كه من يك ترك و پاكستاني ها فكر مي كنند كه من يك پاكستاني هستم. چون من انواع موسيقي آن ها را بخوبي مي دانم.آن ها اين را شنيده اند. البته باید بگویم من از هيچ كدام از اين كشورها نيستم اما تجلي موسيقي آنها را دوست مي دارم.اين چيزي است كه من به خوبي انجامش مي دهم. براي اشاره به آن , سه نوجوان افغاني در كنار نيمكت ما در پارك آمدند ، پس از اينكه پاسخ به سوالاتشان را تمام كردم و مؤدبانه لبخند زدم, يوسف درخواست كرد كه اگر مي شود مصاحبه را قطع كنيم. بچه ها به آرامي صحبت مي كردند و حسابی از دیدن سامی در اینجا شوکه شدند. آنها حقيقتا باور نمي كردند كه او اينجا باشد.چرا او خواسته است كه اينجا باشد؟ يك مكالمه با زبان عربي تند و شكسته را آغاز كردند.آنها در كنار سامي يوسف نشستند و به سرعت با دوربين تلفن همراه اين لحظات را فيلم برداري كردند ؛اینجا شبیه مصر نیست . براي من مشكل است كه در خيابان هاي مصر راه بروم. براي مثال: شيشه هاي ماشين من رنگي هستند و فقط اینگونه مي توانم رانندگي كنم. من يك كنسرت در استانبول انجام دادم كه فقط 200000 بدون احتساب مردمي كه آن را در بوسفور (باريكه اي كه قسمت اروپايي و آسيايي استانبول را جدا مي كند) تماشا مي كردند. باور نكردني بود. بيش از 100000 نفر از پل كنسرت من را تماشا مي كردند. شهردار به ما گفت كه شهر بايد بسته شود. زيرا ترافيك و مشكلات زيادي وجود دارد. اين باور نكردني بود كه استانبول را ببندند. اين شكسته نفسي بود. جهان اسلام نمي تواند با يوسف موافق باشد. در پيام هاي اينترنتي و فورم های مربوط سامي يوسف با اختلاف عقايد رو به رو است : او نبايد بخواند، موسيقي اشتباه است و حتي ضد اسلامي است. سامي در باريك راه حساسي بين دنياهاي درون اسلام گام برداشته است.
در يكي از ويدئو كليپ ها او مسلماني كامل را به تصوير كشيده است. لباسي نو و به شكل يك تاجر. او آرامش کاملی دارد و بدون هيچ گونه زرق و برق مشغول ارائه دادن مسائلي به سفيدپوستها است. در صحنه بعدي فيلم برداري او به يك كشور خاورميانه اي نقل مكان كرده است و همچنين او خوشحال و پر انرژي است و در حالي كه در خيابان راه مي رود آواز مي خواند. هيچ كس منفجر نمي شود.دنيا مكان شادي است. اينجا منظره اي است از ميانه روي و برابري و به گونه اي است كه هر شخصي تمايل دارد كه خود را مانند جوانان مسلمان طرح ريزي و الگوبرداری كند. اين شبيه به سبك(مدل لباس پوشيدن) هيپ هاپ نيست. اين جا حتي سرد هم نيست.در چند جايگاه پايين ترشما مي توانيد ببينيد كه شمار كلاني ازمسلمانان كه حق آنها سلب شده, چه مي خواهند: پيشرفت, برابري و آرامش. اين چنين است كه يوسف به سخنراني غير عمدي تبديل شده است. اخيرا در مصاحبه اي در برنامه ریزخان الجزيره در مورد عقيده اش درباره انفجار مكان مقدس شيعيان در عراق پرسيده شد. ( که این سوال از طرف طرفداران ایرانی سامی یوسف طرح شد ) ، بعد از آن وی را متهم كردند به اينكه باعث شده است دختران در کنسرتهایش به طور نامناسبي غش غش بخندند و جيغ وقتي كه تو در عربستان سعودي مي نوازي ، آيا آن ها به تو فشار می آورند كه آن چيزي را كه مي خواهي نشان بدهي را نشان دهي؟ عربستان سعودي نماينده اسلام و مسلمانان در جهان نيست. موقعيت عربستان سعودي تنها به دليل رخ دادهايي است كه در شهرهاي مقدس آن يعني مكه و مدينه رخ داده است. آنها درك خودشان را از دنيا و از نژاد خود دارند. ما مانع ها و چالش هايي داشتيم. براي مثال: خانم ها مجبور بودند در اتاق ديگري باشند و در تالاري ديگر از روي پرده كنسرت را تماشا كنند. به نظر من در پايان، اين برنامه براي خيلي از خانم ها كامل و عالي نبوده است. يوسف آشكارا شانه هايش را بالا انداخت. او اين چيزها را مي دانست. او در اين مورد صحبت كرد كه به قوانين آنها احترام مي گذارد اما بطور محكم توضيح داد , نظر به اينكه آنها كشوري دارند كه پي آمد آن چيرگي است. اين كليد موفقيت و كاميابي اوست: ميانه روي. مردم به سخنان نرمش كه با آن عقايدش را بيان مي كند گوش مي دهند. او به طور ناگهاني درباره كسي قضاوت نمي كند و از كسي طرفداري نمي كند. او كسي را موعظه نمي كند و يا كسي را متهم نمي كند.از ترحم به حال خود يا دشمنان لذت مي برد. او با پيام صلح به سادگي موسيقي مي نوازد. خرسند به نظر مي رسد كه چند ميليون نفر از مردم كاست هايش را مي خرند او اين طور به نظر مي رسد كه چيز بيشتري نمي خواهد. مجله The Big Issue " دنیای راک " نوامبر 2007
|